کتاب معرفت الحدیث از مهمترین آثار استاد محمدباقر بهبودی در حوزه حدیث است که به زبان عربی تالیف و به چاپ رسیده است. این کتاب مقدمه ای بر پروژه تدوین سلسله کتابهای احادیث صحیح شیعه است. این کتاب با نام کامل «معرفت الحدیث و تاریخ نشره و تدوینه و ثقافته عندالشیعه الامامیه» در سال ۱۳۶۲ توسط مرکز انتشارات علمی و فرهنگی به چاپ رسید. این کتاب تا کنون چندین بار تجدید چاپ گردیده و یک بار نیز توسط انتشارات دارالهادی بیروت به زیور طبع آراسته شده و در دسترس علاقمندان قرار دارد.

مقدمه کتاب معرفت الحدیث

احادیث رسول گرامی اسلام (ص) مدتهای بسیاری – نزدیک به ۱۳۰سال – در دلهای صحابه و تابعان نگهداری می شد. اما چرا در طول این سالها از کتابت،‌ تدوین و نگهداریِ کیان حدیث دوری جستند؟ چرا پس از آن سالها به تدوین، ‌ثبت و حفظِ آنچه نزد خود داشتند، همّت گماشتند؟

من در پی آن نیستم از این فاجعه سهمگین پرده بردارم، بلکه تنها دوست دارم توجّه خوانندگان گرامی را به سوی مصائبی جلب کنم که در اثر جعل، ‌تزویر، ‌و تحریف، متوجّه سنّت رسول گرامی و احادیثِ وی شد.

اگر امّت اسلامی از آغاز، پس از درگذشت حضرت رسول گرامی (ص) در پی تدوین سنّت و کتابتِ حدیث در کتابها می بودند، کارشان به این تضاد و تناقضی که در احادیثشان می بینیم، نمی کشید.

اگر در دستان صحابه آغازین، اصول مدوّنی بود، امّت اسلام پس از خاموش شدنِ آتش فتنه ها و فروکش کردنِ امیال سیاسی به بررسی اصول یاد شده می پرداختند و از لابلای آنها حق را تشخیص می دادند.

حدیث شیعه امامیه

امّا شیعه امامیه از آنجا که مکتبشان پس از این دوران تیره و تار از نو بنا شد، میراث آنها از این مصائب به دور ماند. چرا که امامیه از همان آغاز در پی تدوین احادیث و نگهداری پنهانیِ میراث خود بودند و با اطمینان آنها را در قالب کتابهایی به ودیعت نهادند که بعدها اصول اربع مائه (اصلهای چهارصدگانه) نام گرفت. و آن گاه که کارشان نمایان شد و غالیان و زندیقان با فتنه انگیزی بر آیین شیعی حمله ور گشتند، ‌رهبران امامیه این آمادگی را داشتند تا با طرد راویان ضعیف و رسوا کردن زنادقه و غالیان، از حوزه خویش دفاع کنند بدون آنکه نیاز به تلاش و منازعه ای افزون داشته باشند. همان گونه که در مجاهده پیشینیان ما از دوره امام رضا علیه السلام مشهود است.

شیوه علمای متاخر

امّا شیوه ای که علمای متأخّر ما از دوره سیّد ما جمال الدین ابن طاووس (درگذشت ۶۷۳ ق) در پیش گرفتند،‌ شیوه ای نو و از ابتکارات شخص او نیست، بلکه مسیری است که علمای برادران اهل سنّت نیز در قرن دوم هجری آن گاه که از تنگناها بیرون آمدند، برای پُر کردن خلأها آن را ترسیم کردند.

پیشتازان علمای اهل سنّت در این جریان: حسن بن ابی الحسن بصری (در گذشته ۱۱۰ ق)، عبدالرحمن بن عمرو اَوزاعی شامی (درگذشته ۱۵۷ ق)، شعبه بن حجاج عَتَکی واسطی (درگذشته ۱۶۰ ق)،  سفیان بن سعید ثوری کوفی (درگذشته ۱۶۱ ق) ، ابوعَوانهٔ لیثی بصری (درگذشته ۱۷۶ ق)‌،‌ مالک بن انس مدنی (درگذشته ۱۷۹ ق)‌،‌ و وکیع بن جرّاح رؤاسی کوفی (درگذشته ۱۹۶ ق) بودند.

نتیجه تلاش آنها درچند کتاب نمایان شد: کتاب صحیح محمد بن اسماعیل بخاری (درگذشته  ۲۵۶ ق)،‌ صحیح مسلم بن حجّاج قشیری (درگذشته ۲۶۱ ق)،‌ المستدرک ابوعبدالله حاکم نیشابوری (درگذشته ۴۰۵ ق) و البته در عین مطالب عجیب و شگفتی که در آنها می بینیم: خرافات و مطالب بی اساس و احادیث ضد و نقیض و مغایر با کتاب و سنّت.

روشن است که مبتکران این شیوه به هدف خود در تهذیب سنن و کتاب های صحاح دست نیافتند. حال سؤال اینجاست که با اینکه آنها آغازگر بودند و به محتوای احادیث آگاهی داشتند و بر مسیرها و چهارچوبها تسلّط داشتند،‌ ما چگونه می توانیم با تقلید و پیروی از آنها به نتیجه مطلوب دست یابیم؟ از این رو می بینیم که علمای  ما در گذشته به این شیوه هیچ توجّهی نکردند. زیرا نافرجام و شکست خورده بود؛ و بدان هیچ اعتمادی نکردند. چون برای پُر کردن خلأها و ردّ نیرنگهای غالیان و زنادقه، آنها را بی نیاز نمی کرد.

روایت حماد بی عیسی

هرچند قبولِ آنچه گفتیم دشوار است، امّا با من همراه شوید تا از نزدیک لمس کنید توانایی این شیوه ای که گمان می رود می تواند پاسخگو باشد، تا چه میزان است. برای نمونه یکی از روایاتی را که به تصریحِ آنها صحیحِ اعلایی است را در پرتوی شیوه یادشده بررسی می کنیم: صحیحهٔ حمّاد بن عیسی جهنی در آداب نماز و کیفیت آن. تمامی آنها این حدیث را در کتابها و رساله های عملیه شان آورده و بدان عمل و اعتماد کرده اند.

از جمله شیخ و تکیه گاه ما جمال الدین ابومنصور حسن بن زین الدین شهید (درگذشته ۱۰۱۱ ق) در کتاب منتقی الجمان فی الاحادیث الصحاح و الحسان،‌ج ۱،‌ص ۴۵۱،‌ باب کیفیه‌ الصلاه ‌و بیان ما بقی من افعالها. او در این مورد از رمز «صحّی» ‌استفاده کرده؛ یعنی این حدیث نزد من صحیح است. زیرا تمامی راویان آن به گواهی دو تن از پیشوایان علم رجال عادل اند (برخلاف شیوه متداول و مشهور که برای صحیح دانستنِ یک حدیث، به گواهی یکی از پیشوایان علم رجال در عادل شمردن راوی بسنده می کنند.)

جمال الدین – خدایش رحمت کناد  – می گوید: محمد بن علی بن حسین از پدرش از سعد بن عبدالله از ابراهیم بن هاشم و یعقوب بن یزید از حمّاد بن عیسی و از پدرش از علی بن ابراهیم از پدرش از حمّاد و از پدرش از عبدالله بن جعفر حمیری از محمّد بن عیسی بن عبید و حسن بن ظریف و علی بن اسماعیل بن عیسی، همگی از حمّاد بن عیسی روایت کنند که او گفت:

امام صادق (ع) روزی به من فرمود: ای حمّاد! آیا می توانی به نیکویی نماز را به پای داری؟ گفتم: ‌ای سرورم! من کتاب حَریز در باره نماز را از حفظ دارم. فرمود: چیزی بر تو نیست. برخیز ونماز به پای دار. می گوید: روبروی او ایستادم در حالی که رو به قبله داشتم، نماز را آغاز کردم. به رکوع رفتم و سجده کردم. فرمود: یا حمّاد! نیکو نماز به پای نداشتی! چه زشت است که مردی ۶۰ یا۷۰ ساله نتواند یک رکعت نماز را با شرایط آن بر پای دارد! حمّاد می گوید: از درون سرافکنده شدم و گفتم: فدایت شوم نماز را به من بیاموز ….

بررسی سند و متن

اگر سند و متنِ این حدیث را به همان شیوه علمای پیشین بررسی کنیم، ‌در می یابیم که مجعول و ساختگی است. دلایل بیشماری بر این کاستی گواهی می دهند که به دلیل تنگی مجال به برخی بسنده می کنیم:

۱.­ ابوحسین احمد بن عبّاس بن نجاشی در ص ۱۰۹ فهرستش می نویسد: «حمّاد بن عیسی می گوید: ‌از امام صادق (ع) ۷۰ حدیث  شنیدم، امّا پیوسته در انتساب آنها به امام مردد بودم تا اینکه به صحّتِ انتساب ۲۰ حدیث از آن میان قانع شدم.» این همان ۲۰ حدیثی است که در کتاب قرب الاسناد ، صص ۱۲ – ۱۵ (چاپ نجف) به چشم می خورد. تمامی آنها را عبد الله بن جعفر حمیری از محمّد بن عیسی بن عبید و حسن بن ظریف و علی بن اسماعیل و همه آنها از حمّاد بن عیسی جهنی روایت کرده اند. امّا این روایتی که از حمّاد از امام صادق (ع) نقل شده، در میان آن ۲۰ روایت نیست. پس اگر روایاتی که او از امام صادق (ع) نقل کرده، منحصر به همان ۲۰ روایت باشد، ‌پس این روایت که در میان آنها نیست، جعلی است.

۲.حمّاد بن عیسی در سال ۲۰۹ ق در حالی که ۷۰ و اندی سال داشت، درگذشت. شیخ ما ابو عمرو کشّی بر این نکته تصریح کرده و شیخ ما ابوجعفر طوسی نیز در کتاب اختیار، ص ۳۱۷ گواهی کشّی را نقل کرده است. شیخ ما ابن داوود حلّی نیز در کتاب رجال، ص ۵۵۶ نیز  به این مطلب تصریح کرده است. پس حمّاد می بایست حوالی سال ۱۳۵ ق به دنیا آمده باشد و در زمان وفات امام صادق (ع) به سال ۱۴۸ ق او ۱۳ سال (یا نزدیک به همان)‌ بیشتر نداشته باشد. آن گاه وقتی  دیدارِ او با امام صادق (ع) در کودکی رخ داده، پس چگونه امام به نوجوانی که نزدیک ۱۲ سال سن داشته، می فرماید: «چه زشت است که مردی ۶۰ یا۷۰ ساله نتواند یک رکعت نماز را با شرایط کامل بر پای دارد»

۳.­ حمّاد بن عیسی جهنی، راوی کتاب حَریز درباره نماز است. زیرا علمای ما تنها از حمّاد بن عیسی جهنی، کتاب حریز را روایت کرده اند. آن گاه پس از آنکه او به امام صادق (ع) می گوید: «ای سرورم من کتاب نماز حریز را در حفظ دارم» امام به سخن و ادّعای او توجّهی نمی کند و به او می فرماید: «چیزی بر تو نیست. برخیز و نماز را به پای دار». قطعا حمّاد بر می خیزد و در برابر امام نمازی با بهترین آدابی که از کتاب حریز در حفظ دارد، به پای می دارد.

ما آن گاه که به روایات حریز در باره نماز به روایت حمّاد بن عیسی جهنی مراجعه می کنیم، می بینیم که او از حریز از زراره از امام باقر (ع) همین آداب یاد شده در این حدیث را، بلکه به صورتی بهتر و کاملتر روایت کرده است. پس اگر حمّاد همین آداب، بلکه بهتر و کاملتر از آن را در یاد داشت و در برابر امام صادق نمازش را بر اساس همان آداب به جای می آورد، چرا امام نمازش را نپذیرفت و به او فرمود:«ای حمّاد نماز را نیکو به جای نیاوردی. چه زشت است که مردی ۶۰ یا۷۰ ساله نتواند یک رکعت نماز را با شرایط آن بر پای دارد!»

نتیجه گیری

خواننده گرامی همان گونه که مشاهده می کنید دل بستن به این قاعده های خشک و تکیه بر این ضوابط کور، درست نیست. ما نمی توانیم بگوییم: «هر آنچه فلانی از فلانی روایت کرد، درست است» بلکه بر ما لازم است متن و سند حدیث را بدقت و کلمه به کلمه بر اساس همان شیوه علمای پیشین بررسی کنیم.

آنها خود می دیدند که چگونه خائنان و گمراهان با میراث آنان بازی می کردند و بلا و مصیبت از کدام سوی آنان را هدف گرفته است؛ و از آنجا که ایشان در صحنه حاضر بودند و ما نبودیم، از این رو دید آنها از ما روشن تر بود و بیش از ما با فاجعه و شیوه درمان آن آشنا بودند. به همین دلیل بر ماست که شیوه آنان را در پیش گیریم و به بیراهه نرویم. امیدوارم خدای عزیز و حمید مرا را موفق بدارد تا در فصول این کتاب،‌ شیوه مبارک آنان را به تصویر کشم. چرا که تنها خدا به راه درست رهنمون می سازد.

محمّدباقر بهبودی

تهران/ ربیع الثانی سال ۱۴۰۳ قمری 

معرفت الحدیث

دریافت کتاب معرفت الحدیث

حجم ۳۳ مگابایت – نسخه دارالهادی بیروت

متن فوق برگردان اولین مقدمه کتاب از عربی به فارسی، و به همت آقای علی اوجبی است.

معرفی سایر کتاب ها:

  • معانی القرآن: ترجمه و تفسیر قرآن
    کتاب معانی القرآن بعد از چهل سال مطالعه مداوم و مراجعه به تاریخ صحیح و الهام گرفتن از احادیث صحیح اهل بیت پرداخته شده و تفسیر ساده آن را با ترجمه قرآن هماهنگ و یک زبان آورده شده، باشد که با آرامش خاطر مطالعه آن دنبال گردد.
  • معارف قرآنی
  • میثم تمار
    ابوسالم میثم بن یحیی نهروانی کوفی تمار، مفسّر و محدث و متکلم و خطیب شیعیان در کوفه، مولی و آزاد شدۀ علی‏ ع و از شاگردان خاص و اصحاب سِرّ آن حضرت بوده است. او در بین اعراب خود را بنام سالم معرفی میکرد موقعیکه خدمت علی ع رسید، حضرت فرمودند: پیغمبر به من اطلاع داده کـه نـام اصلی تو میثم بـوده است ،بعد از این خود را بنام اصلی معرفی کن او هم به فرمودۀ حضرت نام اصلی خود را آشکار و « کنیۀ » خود را « ابوسالم » قرار داد، نام اصلی پدرش یحیی ضبط شده و از این نظر که در اسلام نام و نشانی نداشته طبق سیرۀ رجالین بعضی نام پدرش را عبدالله نوشته‏ اند.
  • تدبری در قرآن
    این مقاله در چاپ اخیر کتاب «تدبری در قرآن» توسط ویراستار، درباره زندگی علامه بهبودی و آثار علمی و رویکرد تفسیری منحصر به فرد آن تدوین شده است و در مقدمه کتاب درج شده است. خواندن این مقدمه برای تمامی علاقمندان به استاد و همچنین تفسیر قرآن و علوم قرآنی بسیار مفید است.
  • نگاهی به تاریخ انبیاء در قرآن
    مشخصات کتاب سرشناسه: بهبودی، محمدباقر، ۱۳۰۷ – ۱۳۹۳ عنوان و نام پدیدآور: نگاهی به تاریخ انبیاء در قرآن / محمدباقر بهبودی. مشخصات ناشر: تهران، سنا، ۱۳۸۸ مشخصات ظاهری: ۱۹۲ ص ، ۲۱ * ۱۴ س م شابک: ۶-۹۰-۸۸۷۱-۹۶۴-۹۷۸ وضعیت فهرست نویسی: فیپا موضوع: قرآن – – قصه ها موضوع: پیامبران – – سرگذشتنامه رده بندی […]
  • صحیح التهذیب
    من سلسله صحاح الاحادیث عند الشیعه الامامیه اختاره من کتاب التهذیب للشیخ ابی جعفر محمدبن الحسن علی الطوسی/ محمدالباقر البهبودی .- تهران: سنا ۱۳۸۲
  • صحیح الکافی
    صحیح الکافی: من سلسله صحاح الاحادیث عندالشیعه الامامیه اختاره من کتاب الکافی للشیخ ابی جعفر محمدبن یعقوب الکلینی الرازی/ للشیخ محمدالباقرالبهبودی .- الدار الاسلامیه، ۱۴۰۱ق. الطبعه الاولی.(سه جلد)     تهران: سنا، ۱۳۸۴. مولف در مقدمه ای نسبتا مفصل، پس از اشاره به حدیث ثقلین و اهمیت حدیث و جوامع حدیثی به شناخت و آگاهی زنادقه از […]